السيد علي الحسيني الميلاني
66
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
نفرين كردم و او استحقاق آن را نداشت ، نفرين مرا براى وى مايهء پاكى و به منزلهء زكات و وسيله تقرب به خودت در روز قيامت قرار بده » استفاده نموده است . وى در ادامه به اشكالى قابل توجه اشاره كرده و مىنويسد : إن قيل : كيف يدعو صلّى اللَّه عليه وآلهبدعوة على من ليس لها بأهل ؛ « 1 » اگر گفته شود كه چطور [ ممكن است پيامبر ] به كسى نفرين كند كه استحقاق آن را ندارد . اين اشكال با حديث زير بيشتر شكل گرفته و واضحتر مىشود . ابن حجر به روايتى در اين باره اشاره كرده و مىنويسد : وقد أخرج أبو داود عن أبي الدرداء بسند جيد رفعه : « إن العبد إذا لعن شيئاً صعدت اللعنة إلى السماء فتغلق أبواب السماء دونها ثم تهبط إلى الأرض ، فتأخذ يمنة ويسرة فإن لم تجد مساغاً رجعت إلى الذي لعن فإن كان أهلًا وإلّا رجعت إلى قائلهم » ؛ « 2 » ابوداوود از ابودرداء نقل مىكند : « وقتى بندهاى چيزى را لعن كند ، لعن وى به سوى آسمان رود . آن گاه دربهاى آسمان بسته مىشود ، سپس لعن به زمين فرود مىآيد و دربهاى زمين نيز بر آن بسته مىشود [ يعنى لعن معلق مىماند ] . آن گاه جانب راست و چپ را پيش مىگيرد و هنگامى كه محلى نيافت [ در اين هنگام ] اگر كسى كه مورد لعن قرار گرفته استحقاق آن را داشت ، لعن به وى باز مىگردد و در غير اين صورت به گويندهء آن بازگشت مىكند » . از مجموع احاديث اهل سنّت كه دربارهء لعن وارد شده است استفاده مىشود كه چون پيامبر - نعوذ باللَّه - افرادى را كه مستحق آن نبوده است لعن مىكرد ، پس اين
--> ( 1 ) . فتح الباري : 11 / 147 . ( 2 ) . همان : 10 / 389 . همچنين ر . ك : سنن أبي داوود : 2 / 457 / ح 4905 ؛ الأذكار النووية : 352 / ح 1068 ؛ رياض الصالحين : 615 / ح 1556 ؛ الجامع الصغير : 1 / 316 / ح 2069 ؛ كنز العمّال : 3 / 614 / ح 8170 و 617 / ح 8193 .